دل بیا بریم از عشق دیگه نگیم
تنهاییi
الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من! من پرستوي خزان ديده و خاموش توام حسرتي گر به دلم هست همان دوري توست سيب سرخي را به من بخشيد و رفت، عاقبت بر عشق من خنديد و رفت، اشك در چشمان سردم حلقه زد، بي مروت، گريه ام را ديد و رفت باغبان درب را نبند من فرد گلچین نیستم ، من اسیر یک گلم دنبال هر گل نیستم. دلم احساس غم دارد/ در اين انبوه ويراني/كمي تا قسمتي ابري/ و شايد باز باراني به چشمانه مهربانه تو می نویسم حکایت بی نهایت عشق را تا بدانی که محبت و عشق را در چشمان تو آموختم و با تو آغاز کردم به پاکی چشمانم قسم که تا ابد… دوستت دارم جز من اگرت عاشق و شیداست بگو ور میل دلت به جانب ماست بگو ور هیچ مرا در دل تو جاست بگو گر هست بگو،نیست بگو،راست بگو.. دلم برای کسی تنگ است که چشمهای قشنگش را به عمق آبی دریای واژگون می دوخت وشعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند دلم برای کسی تنگ است که همچو کودک معصومی دلش برای دلم میسوخت ومهربانی را نثار من می کرد دلم برای کسی تنگ است........
دلا دیشب چه می کردی تو در کوی حبیب من؟
امشب دلم از امدنت سرشار است، فانوس به دست كوچه ديدار استف آن گونه تو را در انتظارم كه اگر،اين چشم بخوابد آن يكي بيدار است






